در حیاط مدرسه صدای زنگ که به صدا درمیآید، بچهها به جای دویدن سمت حیاط، بعضیها اول راهی سرویس بهداشتی میشوند. اما خیلیها هم از همان ابتدا میدانند که در توالتها قفل است یا پلمپ. شیر آبها خشکیدهاند و سنگ سرویسهای بهداشتی سالهاست رنگ شوینده ندیدهاند. این تصویر تلخ، فقط مربوط به یک مدرسه دورافتاده نیست؛ واقعیتی است که در بسیاری از مدارس نواحی چهارگانه اهواز، کارون و بسیاری از شهرهای خوزستان دیده میشود.
آبخوریها هم وضعیت بهتری ندارند. یا شیرشان شکسته و آب از آن چکه میکند، یا اصلاً آبی جریان ندارد. آنهایی هم که کار میکنند، در گرمای طاقتفرسای خوزستان، آب سردشان خیلی زود گرم میشود. نتیجهاش این است که دانشآموز مجبور است هر روز قمقمه فلزی یا پلاستیکی همراه خود بیاورد؛ ظرفی که اگر خوب شسته نشود، خودش منبع آلودگی است.
اما مسئله فقط خرابی و کهنگی نیست. خدمتگزاران مدارس هم گاهی به دلیل کمبود امکانات یا حجم کار، فرصت شستوشوی منظم سرویسها را ندارند. به همین دلیل بسیاری از دانشآموزان ترجیح میدهند تا پایان ساعت مدرسه، مثانه خود را پر نگه دارند و از رفتن به دستشویی خودداری کنند. این عادت خطرناک، در بلندمدت میتواند به بیماریهای کلیوی و عفونتهای ادراری منجر شود.
آموزش هم در این زمینه تقریباً غایب است. نه در کلاسها به بچهها یاد میدهند که بهداشت فردی و استفاده صحیح از سرویسهای بهداشتی چقدر مهم است، نه در جلسات اولیا و مربیان، خانوادهها نسبت به خطرات نگهداشتن ادرار و استفاده نکردن از آبخوریهای آلوده آگاه میشوند. سکوت مسئولان در این سالها، فریاد بچههایی است که یاد گرفتهاند تشنه بمانند و به دستشویی نروند.
این بحران، قربانیان خاموشی هم دارد که کمتر دیده میشوند. دانشآموزانی که به دلیل مشکلات جسمی، بیماریهای گوارشی یا ناتوانی در کنترل مثانه، بیش از دیگران به سرویس بهداشتی نیاز دارند، وقتی با درِ قفل و توالت کثیف روبهرو میشوند، نه فقط سلامتشان به خطر میافتد، بلکه عزت نفسشان هم زیر سؤال میرود. بعضی از این بچهها به دلیل ترس از تمسخر همکلاسیها یا برخورد نادرست عوامل مدرسه، ترجیح میدهند از خانه تا مدرسه را بدون آب خوردن طی کنند. این رفتار، خودش زمینهساز کمآبی مزمن، ضعف تمرکز و افت تحصیلی است. مدرسهای که نتواند حتی یک سرویس بهداشتی سالم برای دانشآموزش فراهم کند، چگونه میتواند مدعی تربیت نسل آینده باشد؟
به باور نویسنده: این وضعیت، یک فاجعه بهداشتی و آموزشی است که ریشه در بیتوجهی مزمن به زیرساختهای مدارس دارد. راهکار فوری این است که وزارت آموزش و پرورش و اداره کل نوسازی مدارس خوزستان، بودجه اضطراری برای بازسازی و تعمیر سرویسهای بهداشتی و آبخوریها تخصیص دهند و نتیجه را ظرف سه ماه به افکار عمومی گزارش کنند. اما راهکار پایدارتر، الزام مدارس به انتشار عمومی گزارش ماهانه بهداشتی، نظارت مستمر بازرسان بهداشت مدارس، و گنجاندن آموزش بهداشت فردی در برنامه درسی هفتگی است. همچنین باید سیستم تصفیه و خنککننده آبخوریها استاندارد شود تا دیگر هیچ دانشآموزی مجبور نباشد قمقمه آلوده همراه خود بیاورد. در کنار اینها، تشکیل کمیتههای دانشآموزی بهداشت و مشارکت خود بچهها در نظارت بر وضعیت سرویسها، میتواند فشار اجتماعی لازم برای تغییر را ایجاد کند. سلامت بچهها قابل معامله با هیچ بودجه و بخشنامهای نیست.



